|
جمعه، ۱۷ آبان ۱۳۸۷ حقیقتش چند وقتی هست که در بحثهای شعر سازی کلوب شعر شرکت میکنم این دو بیتی ها محصول کار من تو این بحثها هست که با کلماتی که کاربران دیگه ارائه میدن ساختمشون، گفتم شاید بد نباشه که اینجا توی وبلاگم هم بذارمشون:
سینه پر ز آه:
حاشا اگر به غیر از خدا نگاه بری جز او به شخصی دگر پناه بری حاشا اگر بجز از مهر حضرت حق عشقی دگر به سینه پر ز آه بری
مشتری:
نظر کردم به سیمای چو ماهت گرفتی از من آن روشن نگاهت منم آن مشتری در بین انجم به راه شیری چشم سیاهت
مستی:
به مستی دیدمش دیروز بر راهی فتاده به پهلو یش سگی با استواری ایستاده به خود گفتم چه نیک است هوشیاری سگی بر مردی افزونی نهاده
راه عشق:
در راه عشق به بیراهه ره مبر هر مانده بر سبیل را بدین رهگذر مبر چشم از نگاه بر این راه پر خطر بدوز جز دل مبر و، و جز از دل نظر نبر
ارغنون:
په پا خیزم چه جانانه به وجد آیم چه مستانه به ساز ارغنون تو برقصم همچو پروانه
.
چه دیر:
با نگاهت آرزو آورده ای در نگاهت جستجو آورده ای (رفته بو دی آمدی اما چه دیر) اشک را با صد سبو آورده ای
پالیز:
شد زرد و و پریشان و غم آلود و شکسته هر برگ درخت و سر و پیشانی هر باغ پاییز بیامد به هزار عشوه و صد رنگ پالیز فنا شد و به حسرت همه آفاق
غمخوار:
(بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم) رفیق غار هم همراه هم همیار هم باشیم بیا دستان هم گیریم در شبهای تاریکی چراغ راه هم در کوچه های بی گذر باشیم بیا با هم یکی باشیم با هم همدل و هم فکر به یاد یکدگر در روزهای بی مدد باشیم بیا زنگار گیریم از میان آینه، ای دوست به وقت دوستی در راستی ثابت قدم باشیم
|